بهرهوری از دو مؤلفه اصلی تشکیل شده است:
-
کارایی (Efficiency): به معنای انجام درستِ کارها است. یعنی انجام فعالیتها با کمترین اتلاف منابع (مانند زمان، مواد و هزینه) و در کوتاهترین زمان ممکن.
-
اثربخشی (Effectiveness): به معنای انجام کارهای درست است. یعنی تمرکز بر انجام فعالیتهایی که به تحقق اهداف کلان سازمان کمک میکنند و ارزشافزوده ایجاد مینمایند.
واژهشناسی و تعریف کلی
واژه Productivity در زبان انگلیسی به معنای «قدرت تولید، باروری و مولد بودن» است. سازمان ملی بهرهوری ایران (NIPO)، بهرهوری را نسبت ستانده به داده (خروجیها به ورودیها) تعریف نموده است. به عبارت دقیقتر، بهرهوری ترکیبی است از کارایی (انجام درستِ کارها با استفاده بهینه از منابع) و اثربخشی (انجام کارهای درست). بنابراین، تمایز این دو مفهوم از اهمیت بالایی برخوردار است.
بررسی مفاهیم کارایی و اثربخشی
1) کارایی (Efficiency)
عبارت است از نسبت تولید کالاها یا خدمات نهایی به منابع بهکاررفته در آن. این مفهوم عمدتاً بر افزایش کمی تولید یا عملکرد با استفاده بهینه از منابع موجود تأکید دارد. با این حال، کارایی به تنهایی میزان دستیابی به اهداف مطلوب یا کیفی را اندازهگیری نمیکند.
2) اثربخشی (Effectiveness)
این مفهوم کلیدی در مدیریت و علوم اجتماعی، به اندازهگیری میزان تحقق اهداف و دستیابی به نتایج مطلوب میپردازد. اثربخشی نشان میدهد که فعالیتها و تصمیمگیریها تا چه حد در راستای دستیابی به اهداف تعیینشده موفق بودهاند.
تاریخچه و سیر تکامل مفاهیم
واژههای کارایی و اثربخشی به تدریج و توسط اندیشمندان مختلف در متون علمی توسعه یافتهاند.
الف) تاریخچه مفهوم کارایی (Efficiency):
-
فرانسوا کُنه (۱۷۶۶): در کتاب «جدول اقتصادی»، هرچند به صورت مستقیم از واژه کارایی استفاده نکرد، اما بر لزوم استفاده بهینه از منابع در بخش کشاورزی برای افزایش بهرهوری تأکید داشت.
-
آدام اسمیت (۱۷۷۶): در کتاب «ثروت ملل»، با تأکید بر تقسیم کار و تخصصگرایی، به طور ضمنی به افزایش کارایی به عنوان عاملی کلیدی در بهرهوری پرداخت.
-
فردریک تیلور (۱۸۹۰-۱۹۱۱): بنیانگذار مدیریت علمی، نخستین کسی بود که به صورت صریح و نظاممند بر بهبود «کارایی» در محیط کار و با استفاده از روشهای علمی تمرکز کرد.
ب) تاریخچه مفهوم اثربخشی (Effectiveness):
-
هنری فایول (۱۹۱۶): از پیشگامان نظریه مدیریت، با استفاده از واژه اثربخشی، تفاوت آن با کارایی را تشریح کرد. او اثربخشی را دستیابی به اهداف سازمانی با معیارهای کیفی و ارزشی مرتبط میدانست.
-
پیتر دراکر (۱۹۵۴): در کتاب «مدیریت عملیاتی»، تفاوت این دو مفهوم را به صورت مشهور تبیین کرد: «کارایی یعنی انجام درستِ کار، و اثربخشی یعنی انجام کارِ درست».
-
رالف کیلومن (۱۹۸۰): در حوزه مدیریت تغییر، بر نقش اثربخشی در دستیابی به اهداف بلندمدت تأکید نمود.
تفاوت کلیدی:
-
کارایی: معطوف به روش است (کاهش ضایعات، صرفهجویی در منابع).
-
اثربخشی: معطوف به نتیجه است (دستیابی به اهداف نهایی و مطلوب).
تعاریف نظری و دیدگاههای مختلف به بهرهوری
تعریف کلی: بهرهوری، استفاده مؤثرتر از کلیه منابع (نیروی کار، سرمایه، زمین، مواد، انرژی، ماشینآلات، اطلاعات و …) در فرآیند تولید کالاها و خدمات است. نظام ارتقای بهرهوری، تلاشی سیستماتیک برای حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد، ماشین، نیروی انسانی و تعامل نادرست بین آنهاست.
دیدگاههای مختلف:
-
دیدگاه سیستمی: بهرهوری رابطه بین دادهها (ورودیها) و ستانده (خروجیها) را مشخص میکند و نشاندهنده میزان کارایی ترکیب عوامل در فرایند تولید است. استفاده بهتر از امکانات، به افزایش بهرهوری منجر میشود.
-
دیدگاه مهندسی صنایع: بهرهوری عبارت است از رابطه کمّی بین مقادیر خروجی یک سیستم و مقادیر ورودی به آن. از این منظر، بهرهوری یک معیار کنترل و سنجش کارآمدی سیستم محسوب میشود.
تعاریف سازمانهای بینالمللی:
-
سازمان بینالمللی کار (ILO): بهرهوری را نسبت ستانده حاصل از یک سیستم تولیدی (کالا یا خدمات) به دادههای بهکاررفته برای آن تعریف میکند (بهرهوری = ستانده / داده).
-
مرکز بهرهوری ژاپن (JPC): بهرهوری را حداکثر کردن استفاده از منابع (انسانی، تسهیلات و …) با روشهای علمی، به منظور کاهش هزینههای تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و ارتقای سطح زندگی، به نحوی که منافع کارگر، مدیریت و مصرفکنندگان را تأمین کند، میداند.
-
آژانس بهرهوری اروپا (EPA): بهرهوری را درجه استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید تعریف مینماید.
